تبليغاتX
کلبه ی محبت


کلبه ی محبت

به نام او که مینگارد در صدور دل خطوط محبت را

سلام به دوستای خوجمل خودم!

بخدا شرمنده م!

بابا خوب چیکار کنم؟!

درسام زیاده نمیتونم بیام!!!

شمام که ماشاا... هزار ماشاا... دست هرچی با معرفته از پشت بستین!

یه سر کوچولو هم به ما نمیزنین!

بقرآن الان که اومدم دارم آپ میکنم همش بخاطره اینه که امتحان دینی ترم سه شنبه رو

پیچوندیم انداختیمش شنبه!

وگرنه امکان نداشت من بیام!

فکر کنید منی که موتاد اینترنت بودم و یروز تو اینترنت نمیرفتیم میمردم,الان نمیتونم بیام تو اینترنت!!!

تابستونو یادتونه!!!(منظورم سالای پیش بود بابا نزنین!میدونم این تابستون زیاد نیومدم!!!)

چقد خوب بود نه؟!آخی آخی ... یادش بخیر!چه دورانی بود! تو اون مدرسه الافی میکردیم واسه خودمون!

میومدیم خونه....میگرفتیم میخوابیدیم تا شب!بعدش بیدار میشدیم....یچیز میخوردیم...بعد میشستیم

پای اینترنت و وبلاگ آپ میکردیم...!دیگرانو خبر میکردیم!

آخر شبم اگه حس و حالی میموند لای کتابارو باز میکردیم و چند تا ارور میدادیم میخوابیدیم!!!

صبحم با نوازشهای پدر عزیز از خواب بلند میشدیمو سوار ماشین پدرو عازم رفتن به مدرسه میشدیم!

ولی الان!

میایم خونه!درس میخونیم تا بوق سگ!روزای تعطیل هم یا کلاس میریم یا آزمون مبتکرانو مرآت!

داشتم میگفتم!میایم خونه درس میخونیم!حتی بعضی وقتا فرصت شام خوردنم پیدا نمیکنیم!

بقرآن حاضرم قسم بخورم من امسال آب شدم!

پارسال 82 کیلو بودم الان 72!اینو قسم میخورم!تازه به 68 هم رسیده بودم یه زمانی!!

صبحم با صدای مزخرف موبایل مجبوریم بیدار شیم و توی سوز و سرما ساعت 6:45 صبح

 بدو بدو بریم مدرسه!!!چقدر تفاوت خدایی نه؟!

یروز که اصلا وحشت کردم خودمو تو آیینه دیدم!

داشتم موهامو  درست میکردم یهو:

((موی سپیدم رو تو آئینه دیدم,آهــــــــــــــــــــــــــی بلند از تــــــــــــه دل کشیدم!))

البته من جیغی بلند از ته دل کشیدم!و شروع کردم به گریه کردن!

یه مدتم موهام هی میریخت!در آستانه ی کچلی بودم که حنا به دادم رسید!!!

و من تا ماهها آنشرلی میرفتم مدرسه!!

استادای مردمونم هی چپ چپ نگاه میکردن!فکر کنم پیش خودشون میگفتن:اینکه تابستون موهاش

زیتونی بود چرا الان آنشرلی شده؟!

آره دیگه!این مدرسه چه بلاهایی که سر ما نیاورد!!تازه کمردردم گرفته بودم یه چند ماهی!که خوب شد!

شکر خدا!

ولی اینهمه این مدرسه هه بلا سرم آورد ولی یه خوبی داشت!

اگه گفتین!؟

حســـــــــــــــــــــابی آدمم کرد!چشامو روبه حقایق باز کرد!یه چیز تو مایه های سربازی بود!

اصلا پارسال یه کارایی میکردم که امسال که بهشون فکر میکنم میگم:من این کارارو کردم؟!

خب بگذریم!نوبت شعر و داستانه!

با اینکه طولانیه ولی بخونیدش!خیلی دوست دارم!

"دریای نگاه"

به چشمان پريرويان اين شهر

به صد اميد مي بستم نگاهي

مگر يك تن از اين ناآشنايان

مرا بخشد به شهر عشق راهي

...

به هر چشمي به اميدي كه اين اوست

نگاه بي قرارم خيره مي ماند

يكي هم، زينهمه نازآفرينان

اميدم را به چشمانم نمي خواند

...

غريبي بودم و گم كرده راهي

مرا با خود به هر سويي كشاندند

شنيدم بارها از رهگذاران

كه زير لب مرا ديوانه خواندند

...

ولي من، چشم اميدم نمي خفت

كه مرغي آشيان گم كرده بودم

زهر بام و دري سر مي كشيدم

به هر بوم و بري پر مي گشودم

...

اميد خسته ام از پاي ننشست

نگاه تشنه ام در جستجو بود

در آن هنگامه ي ديدار و پرهيز

رسيدم عاقبت آن جا كه او بود

...

"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"

ز خود بيگانه، از هستي رميده

از اين بي درد مردم، رو نهفته

شرنگ نااميدي ها چشيده

...

دل از بي همزباني ها فسرده

تن از نامهرباني ها فسرده

ز حسرت پاي در دامن كشيده

به خلوت، سر به زير بال برده

...

به خلوت، سر به زير بال برده

"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"

به خلوتگاه جان، با هم نشستند

زبان بي زباني را گشودند

سكوت جاوداني را شكستند

...

مپرسيد، اي سبكباران! مپرسيد

كه اين ديوانه ي از خود به در كيست؟

چه گويم! از كه گويم! با كه گويم!

كه اين ديوانه را از خود خبر نيست

...

به آن لب تشنه مي مانم كه ناگاه

به دريايي درافتد بيكرانه

لبي، از قطره آبي تر نكرده

خورد از موج وحشي تازيانه

...

مپرسيد، اي سبكباران مپرسيد

مرا با عشق او تنها گذاريد

غريق لطف آن دريا نگاهم

مرا تنها به اين دريا سپاريد ...

 

اینم یه داستان فوق العاده که اگه نخونین دیگه واقعا از کفتون رفته!

عاشق این داستانم !بخونین:

 

روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگي ام را!

به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی

 برای ادامه زندگی برايم بياوری؟

و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.

او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟

پاسخ دادم : بلی.

فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبی ازآنها

مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس

سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود.

من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند

 و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود.

 ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند.

اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد.

 در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از

 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند..

 ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد.

‏خداوند در ادامه فرمود: آيا می‏ دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با

 ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ‏ساختی.

 من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.

‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر

دو به زيبايی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!


‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي‏ كشم.


‏در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟


جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند.

‏گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی... 

خب امیدوارم خوشتون اومده باشه!

برام خیلی دعا کنید!

انشاا... بهمن اگه بتونم میام آپ میکنم!

دوستون دارم!

مواظب خودتون باشید!

 

نظر یادتون نره!ته صفحه!

 

آخرین پست!

فعلا

یاحق! 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط سپیده|

"متن آهنگ آقاجون از حسین تهی"

دل من غم داره توی محرم


نا محرمم آقا ولی باز تو محرم

به ما بودی و هستی بزرگوار


از کوچیک گرفته تا اون بزرگترا

من هیچم تهی ام جلو عظمتت


خدا بگذر از گناهام تو رو عظمتت

علی اصغر رو فرو کردن نیزه تو گلوش


می گن مظلوم تر هم هست غیر اون پس کوش؟

دو دستت قطع شد آقا با مشک آب


اگه بودی پر می شد با اشک ما

تا که خاندانت نمونن تشنه لب


اگه بودم جون می دادم واست عشق من

مثل یارانت که بودن ۷۲ تن


آقا الکی نیس می زنم حرفمو پر از

درد و غم و احساس خب من


تو وجودم دارم اعتقاد محکم

داره گریه می کنه حتی قلم با من


خدا من یه حاجت ازت دارم

هنوزم بالاست دستای طلبکارم


بگو گدای عباس علمدارم.


نمی دونم آقام حسین چرا اسمت میاد

تو چشام اشکه و می شه عشق بت زیاد

تو بزرگترین شهید. سالاری

از رفتنت می گذره سالهایی

ولی هنوزم اسمت زنده اس آقا

خدا کنه یه روز بشه قسمت تابا

پای برهنه بیام به زیارتت

تا که یه شب شه بیای به دیارم 

که تو رو تو خواب ببینم

می دونی هم اسمتم؟

از پیش تو نمی خوام من هرگز برم

بذار نوکریتو کنم کنار مقبرت

شاید هنوز قابل نمی دونی اینه مصلحت

ما محرما می کنیم واسه تو سینه زنی

یک صدا می گیم حسین وقتی پیش همیم

آقا یه نگاه به ما کن بذار دست رو شونه هام

یه کم سختی رو بردار از رو دوش ما

راسیتش می ترسم هر دفه من

که منو تنها بذاری شب اول قبر

یه روز میام پابوست حضرت من

همیشه ی خدا سینه زن اصغرتم...

((اینم لینک دانلودش هرکی خواست))



سلام ببخشید این ماه هم شرمنده ی روی ماهتون شدم!

بخدا کارام خیلی زیاده!

بهم حق بدین!امسال سومم!معدلم خیلی مهمه!

خودتون تا حالا سوم نبودین؟!

حجم درسام خیلی زیاده!!!

من امسال شرط میبندم اگه از حسابان و فیزیک و جبر و هند۳ و شیمی ۲۰ خالص بگیرم تو

 دین و زندگی!!! میمونم!

حالا ببینید کی گفتم!!!(شوخی کردم زبونتونو گاز بگیرین!!!)

خلاصه که دیگه ببخشید!

واقعا شرمنده م!

از اونجایی که خودمم دلم وا۳ شعرای فریدون مشیری لک زده یکی از شعراشو برتون میذارم اینجا:

"در هاله شرم"

ساحل خاموش، در بهت مه آلود سحرگاهان

چشم وا مي كرد و - شايد -

جاي پاها را، نخستين بار، روي ماسه ها مي ديد !

ما بر آن نرماي تردتر، روان بوديم .

***

آسمان و كوه و جنگل نيز، مبهوت از نخستين لحظه ديدار،

با خورشيد !

آه، گفتي ما، در آغاز جهان بوديم ؟

***

بر لب دريا

در بهشت بيكران صبحگاهان،

ما

چشم و دل، در هاله شرم نخسين !

آدم و حوا !

*****

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه!

(مگه میشه خوشتون نیومده باشه؟!{در اون صورت با خودم طرفید!})

خوب دوستان!خوشحال شدید براتون آپ کردم!چشمتونو به جمالم روشن کردم!

برام خیلی خیلی دعا کنید!

امتحانام شروع شدن!

دوستون دارم!

مواظب خودتون باشید!

(اگه خواستید نظر بدین برید ته صفحه!)

فعلا

یاحق!

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط سپیده|

سلام به دوستای گلم!

قبول کنین حجم درسام و انتظارات دیگران ازم خیلی زیاده!

بهمین دلیل وقت نمیکنم!

اما قول میدم ماه آینده اگه بتونم بیام!

(قولو داشتی؟!)

سه شنبه ی دیگه اولین آزمون مرآته!دعا کنین بالا بزنم همه ی درسارو!

دوستون دارم!

خواستین نظر بدین برین ته صفحه!

فعلا

یاحق!

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط سپیده|

بچه ها سلام!خوبین؟!

میخواستم بگم این ماه توی وبلاگ پستی ثبت نمیشه!

شرمنده م بخدا!درسام زیاده!

انشاا... چند ماه دیگه میام!

دوستون دارم!

مواظب خودتون باشین!

فعلا

یاحق!

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط سپیده|

سلام به دوستای گل و مهربون خودم!

امیدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول حق واقع شه!

سر سفره ی افطار دعا فراموشتون نشه!

 من یه مطلب جالبی در مورد روزه براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد!

۴۰ تا حدیث روزه ست که مطمئنم خیلی به کارتون میاد!

(راستی بدلیل اینکه سرم خیلی شلوغه و نمیتونم شما عزیزان رو دعوت کنم نظرات این پستو میبندم

 اگه خواستین نظر بدین به ته صفحه برید و  توی پست قبلی نظر بذارید! ممنون!)

 

1-پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162

7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1

29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام)

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد:

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

 

 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه!

دوستون دارم!

التماس دعا!

فعلا

یاحق!

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط سپیده|

سلام به دوستای گل خودم!

اول میرم سراغ خاطره چون خیلی داغه!!!

شعر و داستان و اینا باشه برای بعد!

خب جمعه شب با اهالی فامیل رفته بودیم پارک قیطریه!

یه جشنی بود!

پسر عمه م گفت:سپیده پشتتو نگاه کن محمد سلوکی اونجاست!

بعد کلی جستجو پیداش کردم!

بعد همین چش تو چش هم شدیم بای بای کردم!

سریع رومو برگردوندم!

بعد اینکه شام خوردیم من و دختر عمه م رفتیم اونجا برنامه رو ببینیم!دیدیم محمد سلوکی درست با

 فاصله ۳۰ سانتی با ما نشسته!

(آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ بگم خدا این ۵۳۱۰ کوفتیو چیکارش کنه که یه فلاش نداره!)

تو اون تاریکی مطلق نمیشد یه عکس درست و حسابی باهاش گرفت!

هیچی، به ژیلا گفتم:ژیلا بیا اینجا وایسا من یواشکی ازش عکس بگیرم!

بعد یه لباس سبز یشمیه بغلمون بود من داشتم عکس میگرفتم به من گفت:

بابا خانوم بخدا این محمد سلوکی کسی نیست !چرا زور میزنید ازش هی عکس و امضا بگیرین!

من تعجب کردم که چرا داره بلند بلند اینا رو به من جلوی خود یارو میگه با این حال بهش گفتم:

میدونم بابا !تازه هر وقت تلوزیون نشونش میده یا کانالو عوض میکنم یا تلوزیونو خاموش میکنم!!!

هیچی ما عکس و امضا رو گرفتیم ایشون هم خیلی خوش برخورد استقبال کردن!

آقا همین ما عکسو گرفتیم دیدیم این آقا لباس سبزه دوست جون جونی ایشون از آب دراومدن!!!

میخواستم جفت پا برم تو دهنش!من اون لحظه تا حدی بور شدم که یکی باید میومد جمع م میکرد!!!

 انقدر خجالت کشیدم داشتم میمردم!حالا خوب شد خودش نفهمید!!!

خیلی چیز افتضاحی بود!بد ضایع شدم!!!اینم عکساش:

فقط بد کیفیته که به بزرگی خودم میبخشم!!!

((خودمم کنارش بودم اینجا!!سمت چپش!))


 

((اینم امضاش!!))
 
خب حالا بریم سراغ شعر!
 
راستی قبلش باید یه عذر خواهی بکنم چون ازم خواسته بودن دیگه خاطره ننویسم
 
اما خوب از اینیکی نمیتونستم بگذرم!شرمنده!دیگه نمی نویسم!
 
 اینم یه سعر زیبای دیگه از فریدون مشیری:
 
"آسمان كبود"

بهارم دخترم از خواب برخيز
شكر خندي بزن و شوري برانگيز
گل اقبال من اي غنچه ي ناز
بهار آمد تو هم با او بياميز
***
بهارم دخترم آغوش واكن
كه از هر گوشه، گل آغوش وا كرد
زمستان ملال انگيز بگذشت
بهاران خنده بر لب آشنا كرد
***
بهارم، دخترم، صحرا هياهوست
چمن زير پر و بال پرستوست
كبد آسمان همرنگ درياست
كبود چشم تو زيبا تر از اوست
***
بهارم، دخترم، نوروز آمد
تبسم بر رخ مردم كند گل
تماشا كن تبسم هاي او را
تبسم كن كه خود را گم كند گل
***
بهارم، دخترم، دست طبيعت
اگر از ابرها گوهر ببارد
و گر از هر گلش جوشد بهاري
بهاري از تو زيبا تر نيارد
***
بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح
اميدي مي دمد در خنده تو
به چشم خويشتن مي بينم از دور
بهار دلكش آينده ي تو !
((فریدون مشیری))
 
 
یه مطلب جالب در مورد نماز صبح که از افسردگی جلوگیری میکنه!!حتما بخونید خیلی جالبه!
 
" نماز"
افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصه‏اش اندوه ،
بى‏احساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است.
 اين بيمارى كه امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه كنندگان به كلينيك‏هاى
 روانپزشكى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده كه از مهمترين
 آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد
از بيماران افسرده مشكل
ى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين
بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما
اين است كه در اين بيماران چگالى) REM حركت‏ سريع چشم) در نيمه اول خواب
و همچنين كل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين
 دوره REM يعنى ( LATENCY - REM) كم شده و مرحله 4 خواب نيز كاهش مى‏يابد. (1)
پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب REM
به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند.
* يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است،
 كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نماز
گزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت
 جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى
 براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى
مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است،
 چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .
حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه
اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟
به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏كشد تا يك فرد معمولى به خواب رود.
 پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده كه اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند.
 يعنى بيشترين تحريك براى بيدار كردن فرد در اين مراحل لازم است.
حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است كه نخستين دوره حركات
سريع چشم (REM) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى REM
 طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 كوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب
 شخص سبك‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب REM اش بيشتر مى‏شود).
پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزديك صبح به وقوع مى‏پيوندد.
 و از طرفى ديديم كه يكى از مشكلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن
طول خواب REM و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يك مبناى مهم در
توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است كه كاهش دهنده مرحله
 REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) .
* لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است
و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده،
 نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند.
لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است
و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده،
نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند؛
"اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق اليل قرءان الفجر ان قرءان الفجر كان مشهودا (3)
 ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپا دار و (نيز) نماز صبح را،
زيرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .
 
 
اینم یه داستان خیلی خیلی خیلی قشنگ که از من میشنوید اگه نخونین واقعا پشیمون میشید!
 
 
"سنگ تراش"
 
روزی، سنگتراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميكرد،
 
 از نزديكي خانه بازرگاني رد ميشد . در باز بود و او خانه مجلل ،
 
باغ و نوكران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد با خود گفت :
 
 اين بازرگان چقدر قدرتمند است ! و آرزو كرد كه او هم مانند بازرگان باشد .
 
در يك لحظه ، به فرمان خدا او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد !
 
 تا مدت ها فكر ميكرد كه ازهمه قدرتمندتر است .
 
تا اين كه يك روز حاكم شهر از آنجا عبور كرد ،
 
 او ديد كه همه مردم به حاكم احترام مي گذارند حتي بارزگانان .

 
مرد با خودش فكر كرد : كاش من هم يك حاكم بودم ،
 
آن وقت از همه قوي تر ميشدم !

در همان لحظه ، او تبديل به حاكم مقتدر شهر شد .
 
 در حالي كه روي تخت رواني نشسته بود ،
 
 مردم همه به او تعظيم ميكردند .
 
احساس كرد كه نور خورشيد او را مي آزارد و با خودش فكر كرد
 
 كه خورشيد چقدر قدرتمند است .

او آرزو كرد كه خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و
 
 با تمام نيرو سعي كرد كه به زمين بتابد و آن را گرم كند .
 
پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت .
 
 پس با خود انديشيد كه نيروي ابر از خورشيد بيشتر است ،
 
 و آرزو كرد كه تبديل به ابري بزرگ شود و آنچنان شد .

كمي نگذشته بود كه بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف هل داد .
 
 اين بار آرزو كرد كه باد شود و تبديل به باد شد .
 
ولي وقتي به نزديكي صخره سنگي رسيد ،
 
ديگر قدرت تكان دادن صخره را نداشت .
 
 با خود گفت كه قوي ترين چيز در دنيا ،
 
 صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد .

همان طور كه با غرور ايستاده بود ،
 
 ناگهان صدايي شنيد و احساس كرد كه دارد خورد ميشود .
 
 نگاهي به پايين انداخت و سنگتراشي را ديد
 
كه با چكش و قلم به جان او افتاده است...!
 
 
خب امیدوارم که از داستان هم لذت برده باشید!
 
برام دعا کنید این روزا همش امتحان دارم!
 
کی میشه ماه رمضون شه ما یه نفس راحت از دست این کلاسا بکشیم!
 
خب دوستای گلم به خدا میسپارمتون!
 
دوستون دارم
 
مواظب خودتون باشید!
 
فعلا
 
یاحق!

 
نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط سپیده| |


Design By : Night Skin